تبليغاتX
فلسفه نخستین شکاف بر دیوار حقیقت است.
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
> گروه فلسفه ومنطق الیگودرز

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود

با سار پشت پنجره جایم عوض شود

هی کار دست من بدهد چشم‌های تو

هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود

با بیت‌های سر زده از سمت ناگهان

حس می‌کنم که قافیه‌هایم عوض شود

جای تمام گریه غزل‌های ناگزیر

با قاه قاه خنده‌ی بی‌غم عوض شود

سهراب شعرهای من از دست می‌رود

حتی اگر عقیده‌ی رستم عوض شود

قدری کلافه‌ام و هوس کرده‌ام که باز

در بیت‌های بعد ردیفم عوض شود

حوای جا گرفته در این فکر رنج تلخ

انگار هیچ وقت به آدم نمی‌رسد

تن داده‌ام به این که بسوزم در آتشت

حالا بهشت هم به جهنم نمی‌رسد

با این ردیف و قافیه بهتر نمی‌شوم

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شود؟

 

 

شاعر: الهام دیداریان نیشابور

 

 

نوشته شده توسط احمدقادری در چهارشنبه هشتم آبان 1387 ساعت 15:20 | لینک ثابت |

ای خدایی که اولین سلام را بر دلم نوشتی!
ای ناشناخته ی مهربان!
ای آشناترین غریب!
ای نقاش زیباترین طلوع ها و غروب ها!
ای خالق عشق و درد های شیرین!... لذت سکوت و انتظار را به سلول های تنم بچشان!

فرصت ها همچون عمر گل به پایان می رسند، یاری ام کن تا باغبان این گل های شریف باشم.
سقف های کوتاه دلگیرند، کمکم کن تا کبوتر فکرم را در آسمان یاد تو به پرواز در آورم.

ای آفریدگار!
چراغ عشق را در قلبم روشن نگهدار!

نوشته شده توسط احمدقادری در دوشنبه ششم آبان 1387 ساعت 12:56 | لینک ثابت |

هر كدام از درس‌هاي كتاب منطق سوم ادبيات و علوم انساني داراي كلمات غامض و پيچيده و كلمات مبهم و مشكلي است، و همين امر موجب شده است كه شدت علاقه دانش‌آموزان به اين درس پر ارزش به طرز چشم‌گيري كاسته شده، و از طرفي موجب افت تحصيلي در اين درس پربها را فراهم مي‌آورد. و از طرف ديگر همكاران عزيز و محترم فلسفه و منطق اشراف كامل دارند كه منطق كليد فهم و درك، مطالب فلسفه است. از اين رو تصميم گرفتم كه تا جايي كه امكان دارد و در حد فكر و تجربه‌ام در اين چند سال تدريس اين كتاب مي‌باشد، اين كلمات را به معاني ساده‌تري در حد فهم دانش‌آموزان اين پايه تبديل نمايم، يادآوري اين نكته ضروري است كه اين كار خالي از عيب و نقص نيست، و نظر همكاران و تجربه آنان در اين مورد مفيد و متين است. در انتها آرزوي سلامت و موفقيت كليه همكاران گروه فلسفه و منطق را خواستارم.

درس اول:
1- تشتت آراء: اختلاف نظرها 2- قيل و قال: بحث و جدل 3- تبويب: منظم ساختن 4- شامخ: والا، مقام بزرگ 5- مصون: محفوظ ماندن، درامان ماندن 6- محتمل: ممكن

درس دوم:
1- تمهيد مقدمه: فراهم نمودن مقدمه، آوردن مقدمه 2- مرتسم: ترسيم، رسم 3-منتقش: نقش، حك 4- اِسناد: ارتباط 5- علم حصولي: علم حاصل شده، تصوير حاصل شده به صورتي ساده براي دانش‌آموزان بيان شود 6- ايجاب: فعل موجبه فعل مثبت 7- سلب: فعل منفي يا فعل سالبه 8- ماخوذ: اخذ،‌گرفتن 9- محقق: تحقيق شده، روشن و معلوم، بدون اثبات 10- اَعمّ: عام وكلي 11- مبتني: بر اساس، بنا، اساس

درس سوم:
1- تداعي: دعوت، تداعي معاني: مفاهيمي در ذهن كه همديگر را دعوت مي‌كنند 2- مشاهدات فلكي: مشاهدهاي آسماني 3- علم هيئت: علم ستاره‌شناسي 4- قضيه مطلوب: قضيه و تصديق و مقدمه مجهول 5- مستلزم: لازم داشتن، نياز داشتن 6- امتياز: تفاوت و تشخيص 7- التباس: اشتباه، لباس 8- صرفاً: فقط 9- تفنّن: سرگرمي و تفريح 10- تصرف در اشياء: تغيير دادن اشياء، تصرف در طبيعت: تغيير و تحول ايجاد كردن در طبيعت 11- كاميابي: موفقيت 12- مولود: تولد، زاده شده-و توليدشده 13- نيل: رسيدن

نوشته شده توسط احمدقادری در دوشنبه ششم آبان 1387 ساعت 12:35 | لینک ثابت |

خوب زیستن امروز ما تمام دیروز را در خاطرمان

به رویای خوشبختی وتمام فرداها را به چشماندازی

ازامیدتبدیل می کند پس درود بر سپیده دم. 

(لئوبوسکالیا)

نوشته شده توسط احمدقادری در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 15:35 | لینک ثابت |

علل افت تحصيلي در درس فلسفه و منطق سال سوم دبيرستان

نا آشنايي دانش آموزان با مفاهيم،اصطلاحات،و نحوه استدلال عقلي در پايه هاي مختلف تحصيلي از ابتدايي تا پايه سوم دبيرستان، نقش تعين كننده اي در افت تحصيلي دارد؛ چرا كه دانش آموز به هيچ نحوي از انحاء، نه تنها با مباحث فلسفي و مفاهيم منطقي مواجه نمي شود بلكه حتي با شيوه استدلال منطقي يا بكار گيري اين شيوه در استدلالهاي مطرح شده در دروس مختلف در ساليان متمادي تحصيل، برخورد نمي كند؛ از اين رو بدون هيچ ذهنيت مثبتي براي بار اول و چه بسا آخرين بار با منطق و فلسفه مواجه مي شود.اين در حالي است كه سن استدلال در همان سنين ابتدايي در كودك شكل مي گيرد.

بواسطه شيوه و سبك تدوين و تاليف كتاب درسي فلسفه و منطق كه سبكي سنتي است، عملا دانش آموز در كلاس درس منفعل است. لذا تلاش دبير  براي فعال كردن دانش آموزان و درگير كردن آنان در فرايند آموزش به نتيجه مطلوبي منجر نخواهد شد.

ادغام ساعت درسي فلسفه و منطق و كافي نبودن آن(3 ساعت در هفته براي هر دو درس).

برگزاري آزمون هر دودرس توامان و در نظر گرفتن 20نمره براي آن دو، عملا استقلال درس فلسفه و منطق را به عنوان دو درس خدشه دار كرده است. اين شيوه به دانش آموز القا مي كند كه منطق تنها در خدمت فلسفه است! در حالي كه دانش آموز نقش و حضور منطق را در درس فلسفه سال سوم چندان برجسته و اساسي نمي يابد.

با وجود انتقادهايي كه بر منطق صوري ونيز مطالب مطرح در فلسفه سال سوم وارد شده است، اما در كتاب درسي هيچ اشاره اي به اين انتقادها نشده است واين خود نقض غرض است؛. چرا كه دانش آموز در مقام عمل با تمرين ذهني مواجه نمي شود. لذا  توانايي عقلي خويش را در رسيدن به نتايج دخيل نمي يابد، بلكه كتاب از همان آغاز، رسيدن به نتيجه از پيش تعين شده را براي وي رقم زده است.

عدم برگزاري دوره هاي آموزشي ضمن خدمت، جهت دانش افزايي دبيران محترم وعدم آشنايي آنان با شيوه هاي نوين تدريس. 

محتواي كتاب درسي فلسفه سوم كه به تاريخچه ظهور فلسفه  و فيلسوفان باستان اختصاص يافته است،بدون اينكه كمترين توجهي به فلسفه در دنياي معاصر و نقش آن در حيات سياسي ، اجتماعي و علمي كنوني جامعه اي كه فرا گير در آن بسر مي برد داشته باشد؛ازاين روست كه فراگيران بلافاصله از چرايي و فلسفه وجودي فلسفه و منطق در مدارس مي پرسند.

                                                                   

 

نوشته شده توسط احمدقادری در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 15:34 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط احمدقادری در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 15:32 | لینک ثابت |

 گذري و نظري به مبحث الفاظ در منطق

   از جمله مباحثي كه در بحث معرفت شناسي حصولي جايگاه مهم دارد. بحث الفاظ مي باشد. در معرفت شناسي حصولي از الفاظ به عنوان ابزار استفاده مي شود. همچنين از آنجا كه الفاظ آينه ي معاني و مفاهيم اند دقت و موشكافي در اطراف آن حايز اهميت است. دقت و تأمل پيرامون الفاظ مسئله اي است كه هم در علم اصول وهم فلسفه چه در ميان قدما و چه متأخرين مورد نظر بوده است.

   در خصوص الفاظ كه پيوند با معاني دارد و اين امر سر از دلالت در مي آورد مباحث چندي مطرح است كه عبارتند از اهميت لفظ , پيوند و رابطه لفظ و معنا, دلالت و اقسام آن, لفظ مفرد و مركب ... نظر به اينكه يكي از كتاب منطق سال سوم موضوع الفاظ و لفظ مفرد و مركب است و از طرف ديگر در رابطه با الفاظ مفرد و مركب و حل تمرين هاي كتاب اختلاف نظر وجود دارد، نگاهي گذرا به اين مسأله مي شود. در اينكه چه لفظي مفرد است و چه لفظي مركب, دانش ادبيات به اين مسئله از زاويه اي مي نگرد و منطق از زاويه ي ديگر, در ادبيات به الفاظ از منظر ساختار نظر مي شود نه معنا, بنابراين هر لفظي كه از دو جزء تشكيل شده باشد مركب است در حالي كه در دانش منطق چون به محتوا و معنا نظر مي شود لذا يك لفظ ممكن است از نظر ادبي مركب ولي از نظر منطق مفرد باشد.

لفظ در يك تقسيم بندي يا مفرد است يا مركب:

   در كتاب منطق سال سوم آمده كه لفظ مفرد بر سه قسم است اسم و فعل و حرف, آنگاه از فعل امر به عنوان لفظ مركب ياد كرده است(برو ـ مرو)

   در اين خصوص بايد گفت كه از ميان سه لفظ اسم و فعل و حرف, به طور قطع حرف, لفظ مفرد است ولي اسم
مي تواند جزء الفاظ مفرد و مركب قرار گيرد بطور مثال پيغمبر خدا يك تركيب اضافي است و اسم است, از اين رو بر اين تقسيم بندي كه بگوئيم لفظ مفرد بر سه قسم است, ايراد وارد است چرا كه اسم هايي هم داريم كه مركب باشد.

   همچنين قرار دادن افعال ماضي و مضارع داخل الفاظ مفرد و فعل امر داخل الفاظ مركب وجه معقولي ندارد. چرا كه بين فعل ماضي (مفرد مذكر غايب) و امر از اين نظر كه در هر دو ضمير مستتر وجود دارد فرقي وجود ندارد لذا وجهي ندارد كه امر را مركب و ماضي را مفرد بدانيم.

   البته مي توان به عنوان يك اصل موضوع, براي حل تمارين و پاسخ گويي به دانش آموزان, مطالب كتاب را محور قرار داد,

با توجه به مطالب فوق لازم است ملاكي دقيق براي مفرد و مركب ارايه داد تا تشخيص اين دو از يكديگر به راحتي ممكن باشد.

قدما در رابطه با مفرد و مركب بودن لفظ, ملاكي را بيان كرده كه به آن اشاره مي شود.

 

مفرد لفظي است كه

مركب لفظي است كه

1- يك جزء داشته باشد (در صورتي كه دو جزء دارد)

2- همه اجزاء داراي معنا نباشد, (در صورتي كه اجزاء معنا داشته باشد)

3- جزء لفظ بر جزء معنا دلالت نداشته باشد. ( در صورتي كه بر معنا دلالت داشته باشد)

4- دلالت جزء لفظ بر معنا مورد نظر نباشد.

1- چند جزء داشته باشد.

2- جزء لفظ داراي معنا باشد.

3-  جزء لفظ بر جزء معنا دلالت داشته باشد.

4- دلالت جزء لفظ بر جزء معنا مراد باشد.

 

با اين وصف: لفظ يا مفرد است يا مركب, لفظ مركب يا تام است يا ناقص, مركب تام يا خبري است نظير گزاره هاي خبري يا انشايي است نظير جملات امر و نهي و استفهام و تمنا و آرزو.

مركب ناقص هم يا تقييدي است يا غير تقييدي

تقييدي: نظير همه تركيبات وصفي و اضافي نظير گل زيبا و كلاه حسن

غير تقييدي نظير اعداد تركيبي و كليه اعدادي كه بين آنها واو باشد نظير بيست و هفتم و سي و پنج همچنين كلماتي كه جزء اول آنها حرف باشد نظير ازْمن

 

 

 

نوشته شده توسط احمدقادری در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 12:40 | لینک ثابت |

در خلال مباحث منطقي به برخي اشكالات و انتقادهايي كه از سوي مخالفان منطق طرح گرديده است بر مي خوريم كه بسياري از اين اشكالات پيشينه اي دراز دارد و از زمان سوفسطائيان يونان ورد بحث و گفتگو بوده است . شيخ عبداله جيلاني از جمله اشخاصي است كه بسياري از سال هاي عمر خود را به غور و بررسي در مسائل منطقي اختصاص داده است و تعداد زيادي از تشكيك هاي اين فن را در يك رساله جمع آوري كرده است . او كوشيده است به اين تشكيك ها پاسخ دهد و تا آن جا كه مي تواند معضلات اين فن را حل نمايد . به اين ترتيب موضع او در اين باب با امثال ابن تيميه و ملا محمد امين استر آبادي تفاوت دارد . طرح برخي از اين تشكيك ها در اين جا بي مناسبت به نظر نمي رسد .

يكي از تشكيك هايي كه مطرح شده ، اين است كه اهل منطق گفته اند : تصديق هرگز از تصور به دست نمي آيد ، همان گونه كه تصور نيز به هيچ وجه نمي تواند محصول تصديق بوده باشد . عالم تصديقات و عالم تصورات دو عالم متفاوت را تشكيل مي دهند كه يكي از اين دو عالم را نمي توان از عالم ديگر تحصيل كرد . از عالم تصور به عالم تصديق راهي وجود ندارد ، چنان كه راه عالم تصديق به عالم تصور نيز همواره مسدود است . به همين جهت هر يك از اين دو نوع ادراك به دو قسم بديهي و اكتسابي قابل تقسيم بوده و تصورات اكتسابي همواره از تصورات بديهي به دست مي آيد و تصديق هاي نظري نيز از تصديق هاي ضروري اكتسابي همواره از تصورات بديهي به دست مي آيد و تصديق هاي نظري نيز از تصديق هاي ضروري اكتساب مي شود . به عبارت ديگر مأخذ تصديق هاي نظري ، تصديق هاي ضروري است و منشأ تصورات نظري نيز تصورات ضروري به شمار مي آيد .

علماء علم منطق به اتفاق آراء اين نظريه را پذيرفته اند ، ولي همين علما از سوي ديگر در باب ( لازم بين ) به معني اعم گفته اند : لازم بين چيزي است كه تصور آن و تصور ملزومش جزم به لزوم ، حاصل شد حتي بدون اين كه علم به ملازمه قبلاً تحقق داشته باشد عقل به طور جزم و يقين حكم مي كند كه يكي از اين دو تصور ، ، لازم و ديگري كلزوم است . اين حكم عقل نوعي تصديق به شمار مي آيد و در اين جاست كه بر خلاف عقيدۀ اهل منطق تصديق از تصورات حاصل مي گردد . در پاسخ به اين اشكال گفته شده كه جزم به لزوم در مورد لازم بين ، يك تصديق بديهي است كه در تحقق خود ، محتاج به چيز ديگري نيست . آن چه در باب لزوم دو تصور گفته مي شود جنبۀ تنبيه داشته و تنبيه را نبايد با توليد اشتباه كرد . به اين ترتيب تصورات در اين جا منبه شناخته مي شود نه مولد .

منبع  : ماجراي فكر فلسفي در جهان اسلام                     نوشته دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني

 

 

نوشته شده توسط احمدقادری در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 15:41 | لینک ثابت |

به نام خداوند جان آفرین

بروشور آموزشی : مقایسه مشرب های فکری اسلامی

ردیف

مشرب فکری

ابزار

روش

موضوع

(قلمرو)

هدف

پایه گذار

(مظهرکامل)

ملاگ نیازمندی اشیاء

اثر معروف  در رابطه با این مشرب

1

مشرب فلسفی مشاء

عقل

استدلال عقلی

هستی و وجود

شناخت حقیقت هستی

در یونان :ارسطو384-322.م

در اسلام فارابی339-260ق

امکان ذاتی

شفا

3

مشرب فلسفی اشراق

عشق وعقل

سیر وسلوک قلبی واستدلال عقلی

هستی و وجود

هستی شناسی و کشف حقیقت

در یونان افلاطون427-347م

ودر اسلام سهروردی

587-549ق

عشق

حکمه الاشراق

4

مشرب حکمت متعالیه

عشق وعقل

سیر وسلوک قلبی واستلال عقلی

هستی و وجود

هستی شناسی

ملا صدرا

1050-979ق

امکان فقری

اسفار

5

مشرب سیر وسلوک عرفانی

عشق

کشف وشهود باطنی

حقیقت محض (حق تعالی)

وصول به حقیقت محض وحق تعالی

محی الدین عربی

وفات638ق

ربطیت وتعلق

فصول الحکم

6

مشرب کلامی شیعه

عقل ونقل (شرع)

استدلالی با تکیه بر عقل وشرع

عقایدو اصول دین

دفاع از حریم عقاید وشریعت

خواجه نصیر الدین طوسی

672-597ق

امکان ذاتی

تجرید الاعتقاد

7

مشرب کلامی معتزله

عقل

استدلالی با تکیه بر حسن وقبح عقلی

عقاید واصول دین

دفاع از حریم عقاید وشریعت

واصل بن عطای معتزلی

131-80ق

حدوث زمانی

شرح مواقف

8

مشرب کلامی اشعری

شرع ونقل

نقلی با تکیه برحسن وقبح شرعی

عقاید واصول دین

دفاع از حریم عقاید وشریعت

ابوالحسن اشعری

330-260ق

حدوث زمانی

شرح مواقف

توضیح : این بروشور در ارتباط با درس فلسفه پیش دانشگاهی تهیه شده است و مکتب های فکری  وفلسفی و کلامی را با یکد یگرازجهت موضوع ،ابزار، روش، هدف،وپایه گذار وملاک نیازمندی اشیاء به علت واثر معروف وبرجسته در ارتباط با این مکتب ها را  مورد مقایسه قرار می دهد.

تهیه کننده احمد قادری

 

نوشته شده توسط احمدقادری در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 10:11 | لینک ثابت |

پارمنيدس نخستين کسی است که درباره متافيزيک بحث کرده است. اين فيلسوف در قرن ششم قبل از ميلاد مسيح می زيسته است. پارمنيدس را "پدر متافيزيک" می دانند اگرچه وی واژه متافيزيک را به کار نبرد و اين واژه برای نخستين بار توسط آندرونيکوس دو رودس يک قرن قبل از ميلاد مسيح به کار برده شد. پارمنيدس در اثرش با نام "درباره طبيعت" به شرح شهودی که درباره هستی برايش ييش آمده بود يرداخت و توضيح داد که در يک ارابه با استقبال فرشتگان به درهای عدالت رسيد. فرشتگان درها را برايش باز کردند و او با ارابه در جاده ای روانه شد و فرشته ای برايش از سه راه سخن گفت:
۱. راه نخست راه واقعيت هستی ست که مخصوص خداست و بشر به آن راه ندارد.
۲. راه دوم راه حدسيات است که ظواهر را تشکيل می دهد و بشر در اين راه گام می نهد.
۳. راه سوم راه حدسياتی ست که به واقعيت شباهت دارند.

        طبق نظر پارمنیدس، هستی يا وجود پايدار است و تغيير و دگرگونی بر آن راه ندارد. تشکيل و نابودی هم از مواردی ست که برای هستی غير  ممکن است چرا که هستی هميشه بوده، هست و خواهد بود و نمی تواند از عدم به وجود آمده باشد. در عين حال، برای هستی نمی توان نابودی قائل شد. هر آنچه که بشر می گويد، ظواهر را نشکيل می دهد و واقعيت جز اين است.
     پارمنیدس "واحد سه گانه": هستی، فکر و سخن را مطرح کرد و معتقد بود که اين سه با همند. به نظر او،‌ حدسيات و حرفهای توخالی از عدم است و بايد از آنها اجتناب کرد.

     پارمنيدس اين جمله معروف را گفته که: "وجود دارد يا وجود ندارد". او هستی و عدم را با هم تعريف کرده است. هستی طبق نظر او ذهنی نيست چرا که او جهان را به شکل کروی در نظر گرفت. 
       در تعريف پارمنیدس از هستی، "جدايی متافيزيکی" وجود ندارد. او صرفا دو سطح برای حرف و فکر در نظر گرفته و آنها را از هم جدا کرده است. او بين درجه واقعيت (يا فکر) يعنی دانش و حدسيات فرق قائل شده و اين دو را از هم جدا کرده است.
      قبل از آن که به نظريات افلاطون بپردازم،‌ لازم است ديدگاه پارمنيدس درباره هستی را نقد کنم.

     ۱. پارمنیدس شناخت واقعيت را از انسان سلب کرده و تکليف خود و ديگر فلاسفه را یک سره روشن کرده است! او اين راه را که همان راه اول ييشنهادی فرشته به اوست از توان انسان خارج می دانست.

     ۲. پارمنیدس جهان متافيزيکی را تقسيم بندی نکرد و ديدگاه او ساده ترين و ابتدايی ترين ديدگاه ممکن در اين زمينه است. چرا که آنچه به عقل مربوط است از حسيات جداست و می توان آنها را جداگانه بررسی کرد. اين موردی ست که وی به آن نپرداخته است.

     ۳. پارمنیدس هستی را بدون تغيير و هرگونه تغيير در هستی را غير واقعی می داند. او زمان را از هستی حذف می کند. حذف زمان يکی از اشکالات اساسی در متافيزيک پارمنيدس است.
    
      ۴. در جمله معروفش: "وجود دارد يا وجود ندارد"، پارمنیدس دو گزاره "وجود دارد" و "وجود ندارد" را با هم آورده است. آوردن اين دو گزاره با هم باعث شده که جمله پارمنیدس همواره درست باشد. چرا که يا چيزی وجود دارد يا وجود ندارد و مورد سومی نمی توان برايش قائل شد. در حالی که بايد اين دو گزاره را جدا از هم در نظر گرفت و وجود را از عدم جدا کرد. اين مورد در فلسفه به گزاره سوفيسم معروف است.

 

نوشته شده توسط احمدقادری در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ساعت 10:4 | لینک ثابت |